خوشا به حال آن کسانیکه در لحظات بحرانی می توانستند امید دریافت الهام الهی را داشته باشند، چنین الهامی نظمی را پایه می ریخت و طبیعتآ مثل تمام نظامها شخص را مجبور به اطاعت می کرد، ولی آن اجباری راحتی بخش بود، چون شخص موظف را از تمام مسؤولیت ها آزاد می کرد، همه ی تردید ها را از بین می برد، نیروی اضافی به او می داد و راهی را که باید برود پیش پایش می گذاشت، مثل آن نقشه های برجسته ای که رودها و راههای آن از میان دره ها، کوهها، و پرتگاهها می گذرد و همه ی اینها با فشار دکمه ای روشن می شود.
دیر راهبان. فرایرا دو کاسترو. احمد میراعلایی
+ نوشته شده در سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 8:4  توسط الهام
|
